Saturday, September 26, 2009

قذافی منشور سازمان ملل را در سازمان ملل پاره كرد


معمر قذافي، رهبر ليبي، شب گذشته در سخنراني‌اش در مجمع عمومي سازمان ملل با انتقاد از قدرت‌هاي غربي، سازمان ملل را به عدم كفايت در جلوگيري از كشته‌شدن ميليون‌ها تن متهم كرد.
به گزارش ايسنا قذافي كه پس از ‌٤٠ سال براي سخنراني در سازمان ملل حاضر شده بود، پس از سخنان اوباما با عنوان "شاه شاهان" براي حضور در پشت تريبون سخنراني فراخوانده شد
به گزارش خبرگزاري فرانسه، وي كه با لباس هميشگي‌اش در اين جلسه حاضر شده بود، در حالي كه بر اساس قانون مي‌توانست ‌١٥ دقيقه صحبت كند، به مدت يك ساعت و ‌٣٥ دقيقه به سخنراني پرداخت.قذافي با انتقاد شديد از شوراي امنيت سازمان ملل كه پنج قدرت حاضر در آن داراي حق وتو هستند، آن را "شوراي ترور" خوانده و اين شورا را به دليل ناتواني‌اش در جلوگيري از ‌٦٥ جنگ از زمان تشكيلش، بي‌كفايت خواند.وي در اين باره اظهاركرد: ابرقدرت‌ها منافعي دارند كه براي محافظت از آنها از قدرت سازمان ملل سوءاستفاده مي‌كنند و همواره جهان سوم مورد ارعاب و تهديد قرار مي‌گيرد. پس از تشكيل سازمان ملل تا به حال ‌٦٥ جنگ رخ داده است كه قربانيان آن ميليون‌ها تن بوده‌اند.رهبر ليبي كه به گفته‌ي خود از طرف هزار پادشاهي آفريقا سخن مي‌گفت، هم‌چنين خواستار پرداخت غرامت از سوي غرب براي استعمار قاره‌ي آفريقا شد و حتي مبلغ دقيق ‌٧٧/٧ تريليارد دلار را به عنوان ميزان اين غرامت عنوان كرد
قذافي هم‌چنين با تمجيد از باراك اوباما رييس‌جمهور آمريكا و تلاش‌هايش براي توجه به نقاط مختلف دنيا، اظهار داشت كه حتي اگر او به عنوان رييس‌جمهور هميشگي آمريكا باقي بماند به نظر وي مشكلي پيش نخواهد آمد.اين در حالي است كه رابرت گيبز سخنگوي كاخ سفيد اظهار داشت كه اوباما مستقيما نتوانسته سخنراني قذافي را بشنود، اما اين اظهارنظر قذافي باعث خنده وي شده است!معمر قذافي هم‌چنين با انتقاد از سياست آمريكا درباره افغانستان و استقرار نيروهايش در اين كشور، اظهاركرد: هيچ‌يك از شهروندان افغانستان در تاريخ ‌١١ سپتامبر به آمريكا حمله نكرده است و هدف طالبان براي ايجاد حكومتي اسلامي به هيچ وجه تهديد محسوب نمي‌شود.وي در اين باره افزود: اگر طالبان مي‌خواهد دولتي ديني مانند واتيكان ايجاد كند مشكلي پيش نخواهد آمد، آيا واتيكان خطري براي ما محسوب مي‌شود؟

رهبر ليبي هم‌چنين در طول سخنراني‌اش در اعتراض به آن‌چه بي‌كفايتي سازمان ملل خواند، منشور اين سازمان را در حضور حاضران پاره كرد كه اين اقدام وي واكنش‌هاي مختلفي را در پي داشت، از جمله اين‌كه گوردن براون نخست‌وزير بريتانيا در ابتداي سخنراني‌اش اظهاركرد: من براي دفاع از منشور سازمان ملل اين‌جا آمده‌ام و نه براي پاره كردن آن
رهبر لیبی که در نشست عمومی سازمان ملل سخن می گفت اظهار داشت، دیگر نگویید شورای امنیت سازمان ملل بلکه باید بگویید شورای تروریسم . او همچنین نسخه ای از منشور سازمان ملل را به طرف رئیس جلسه پرتاب کرد
اين در حالي است كه بخشي از حضار هنگام سخنراني قذافي، جلسه‌ي مجمع را ترك كردند و ديگران نيز طي سخنراني طولاني وي عكس‌العمل‌هاي مختلفي از جمله خنديدن، لبخند زدن و حتي خوابيدن از خود نشان دادند
متاسفانه نتونستم این سخنرانی رو زنده نگاه کنم تا عکس العمل هیات ایرانی را ببینم
به هر حال سوال اینجاست : آیا این چادر که امروز در نیویورک برپا شده است را (با توجه به اقدامات احمقانه قذافی در سازمان ملل)آبانماه امسال در فضای سبز پاستور خواهیم دید ؟

Saturday, September 5, 2009

آنچه در مورد قذافی باید دانست


ابومینیار القذافی در سال 1942 در خانواده ای بادیه نشین ساکن بیابان سیرت لیبی متولد شد . آن طور که می گویند او پیرو دین اسلام است و یک شافعی به حساب می آید .
در سال 1903 وارد آکادمی ارتش لیبی شد و پس از 5 سال تحصیل که یک سالش در انگلستان بود وارد رسته مخابرات ارتش شد . در سال 1969 با همکاری تعدادی از افسران جوان اقدام به کودتا علیه ادریس اول کرد و در سال 1970 با کنار زدن دوستانش رسما خود را رهبر انقلاب لیبی معرفی و حکومت را در دست گرفت .
شخصیت جمال عبداناصر تاثیر به سزایی در روحیات قذافی داشت به طوری که بعد از کودتایش با ساختن القابی چون "برادر بزرگ" و "راهنمای انقلاب" برای خود ، به تقلید از او پرداخت و بعد از مرگ عبدالناصر در 28 سپتامبر 1970، خود را رهبر جهان عرب و تنها جانشین خدا در روی زمین نامید!
به جرات می توان او را یکی از تئوریزسین های مطرح مسائل اسلامی در عصر معاصر دانست! او معتقد است اسلام نیاز به بازنگری دارد و در همین راستا "کتاب سبز" را تالیف نموده که آن را قرآن به روز شده می داند! برای مثال او در این کتاب سنت پیامبر اکرم(ص) را به بهانه روایات جعلی حذف کرده و قرائتی با عنوان « سوسیالیزم اسلامی» را ارائه نموده است و مذاهب شیعی و سنی را نیز رد نموده و ...
او دوست دارد اسمش همواره در صفحه نخست روزنامه ها و در صدر خبرهای جهان و منطقه باشد و به همین دلیل هر از چند گاهی دست به اقداماتی عجیب و یا به تعبیری دیگر احمقانه می زند . او همواره خود را رهبر جهان عرب می دانسته و می داند و روحیه اش به گونه ای است که تحمل دیدن کس دیگری را در این جایگاه ندارد ، حتی اسما"!
شاید بزرگترن دلیل ربودن امام موسی صدر(حفظه الله) همین بود . البته معمر قذافی از همان ابتدا کینه ای ویژه نسبت به شیعیان داشت و معتقد بود شیعیان فرقه ای بسیار کوچک از جهان اسلام هستند که اصلا به حساب نمی آیند! اما وقتی دید یکی از همین شیعیان با نام موسی صدر توانسته است ضمن ایجاد آرامش نسبی در فضای بحران‌زده آن زمان منطقه ، مورد توجه تمام سران کشورهای اسلامی قرار گیرد اقدام به ربودن او کرد تا با حذف این شخصیت بزرگ زمینه را برای رهبری خود بر جهان عرب مهیا کند .
امام موسی صدر در تاریخ 25 آگوست 1978 و در پاسخ به دعوت رسمی معمر قذافی جهت شرکت در جشن های انقلاب لیبی وارد کشور لیبی شد و در تاریخ 31 آگوست 1978 پس از خارج شدن از هتل الشاطی طرابلس و سوار شدن بر خودرو دیپلماتیک کشور لیبی جهت ملاقات با معمر قذافی ناپدید شد . معمر قذافی پس از چنیدین روز اعلام کرد امام موسی صدر و دو همراهش هرگز با او ملاقات نکرده اند ، بلکه لیبی را به قصد ایتالیا ترک کرده اند اما این موضوع هرگز در بررسی‌های قضایی ثابت نشد . تحقیقات قضایی در ایتالیا و لبنان تاکید می کند که امام موسی صدر و دو همراهش از لیبی خارج نشده اند و این افراد توسط دولت لیبی و به دستور شخص معمر قذافی دزدیده شده اند .
هر چند امام موسی صدر شهروند ایران است اما چه در دوران شاه و چه بعد از انقلاب هیچ اقدام موثری از سوی دولتمردان ایران برای آزادی امام موسی صدر صورت نگرفت و به عکس روز به روز رابطه ایران و دیکتاتور معمر قذافی بهتر و بهتر شد! تا در دولت آقای احمدی نژاد به اوج خود رسید و منجر به امضای 18 سند تجاری بین دو کشور گشت . اما حتی این لطف ایرانیان در جهت پیگیری نکردن سرنوشت امام موسی صدر هم نتوانست مانع از دشمنی معمر قذافی با کشور ایران شود . برای مثال : "سخنان جنجالی قذافی مبنی بر اینکه انقلاب ایران به زباله‌دان تاریخ خواهد پیوست ، فروش اطلاعات هسته ای ایران به آمریکا ، رای مثبت لیبی و تصویب قطعنامه 1803 شورای امنیت بر علیه برنامه صلح آمیز هسته ای ملت ایران ، کمک به گروه‌های تجزیه‌طلب در خوزستان و حمایت مالی و نظامی از آنان ، حمایت از گروهك تروریستی "پژاك" برای تشکیل كشور مستقل كُردستان و تجزیه ایران ، حمایت از کشور امارات متحده عربی در به رسمیت شناختن حاکمیت این کشور نسبت به جزایر سه گانه ، شرکت اتباع لیبی در جنگ تحمیلی بر ضد ایران (در جبهه عراق) ، چاپ نقشه‌هایی با نام جعلی خلیج عربی به جای خلیج فارس در داخل لیبی" تنها بخشی از اقدامات شخص معمر قذافی علیه امنیت جمهوری اسلامی ایران است .
خوشبختانه در لبنان پرونده ای علیه معمر قذافی به جرم ربودن امام موسی صدر و دو همراهش تشکیل شد و در نهایت قاضی سمیح الحاج مسئول پیگیری پرونده در 6 شهريور 1387 حکم اعدام معمر قذافی رهبر لیبی و شش تن از معاونانش را صادر کرد . اما آقای احمدی نژاد در اقدامی کاملا مخالف حرکت دوستان لبنانی ، معمر قذافی را به ایران دعوت کرده و قرار است اجلاس اتحادیه افریقا که لیبی رئیس دوره ای آن است آبانماه امسال در تهران برگزار شود .

Wednesday, September 2, 2009

سی و یک سال در بند قذافی


به مناسبت سی و یکمین سال ربوده شدن امام موسی صدر در لیبی توسط قذافی

کاری از گروه یاران صدر

کد سمت راست را از اینجا دانلود کنید و در قالب وبلاگ خود پس از تگ "بادی" قرار دهید

کد سمت چپ را از اینجا دانلود کنید و در قالب وبلاگ خود پس از تگ "بادی" قرار دهید

Saturday, August 29, 2009

بنویس عدم پیگیری ایران، بخوان قدرت قذافی

دبيرکل سازمان توسعه بشري عربي - آفريقايي، آزادي "عبدالباسط علي المقرحي" افسر اطلاعاتي ليبي و متهم به طراحي انفجار لاکربي از سوي انگليس را پيروزي بزرگي براي ليبي دانست."احمد امبارک الشاطر" روز سه شنبه در گفت وگو با برنامه "مسايل آفريقا" شبکه خبري "العالم" از دمشق پايتخت سوريه، اظهار داشت: بي شک المقرحي قرباني توطئه بزرگ به همان ابعادي شده است که دولت سابق آمريکا از آن براي اشغال عراق استفاده کرد.
دبيرکل سازمان توسعه بشري عربي - آفريقايي، به اقدام غرب در محاصره بيش از 14 ساله ليبي و زيان هاي ناشي از آن بر اين کشور اشاره کرد و گفت : آزادي المقرحي به دلايل انساني نبوده است.الشاطر گفت: بي گناهي کامل المقرحي در واقعه لاکربي ، اقتدار و نيرومندي ليبي و درايت سرهنگ "معمر قذافي" رهبر ليبي از جمله دلايلي است که انگليس تصميم به آزادي المقرحي گرفت.وي همچنين وجود هرگونه قرارداد تجاري بين ليبي و انگليس و ربط آن به آزادي المقرحي را رد کرد .
تابناک
وقتی هنگام ورود عبدالباسط القراحی به خاک لیبی مردم در فرودگاه پایکوبی می کنند و زمان پایین آمدنش از پله های هواپیما سرود ملی لیبی از بلندگوهای فرودگاه پخش می شود .. یعنی چه؟ به گمانم این به معنای پیروزی لیبی است . حال چه فرقی می کند فرد آزاد شده که باشد! اصل این است که کشور لیبی به یک پیروزی دیپلماتیک در سطح بین المللی رسیده و این نشان دهنده چیزی نیست جز قدرت لیبی!
شاید بگن: قذافی برای این موفقیت هزینه زیادی پرداخت کرده ... اما من در جواب می گم: هر موفقیتی هزینه ای دارد و با هر هزینه ای پیروزی، پیروزی است و کسی در این پیروزی موفق تر است که هزینه ی کمتری پرداخت کرده باشد. مسلما این معامله بین المللی دو سمت پیروز داشته (غرب و لیبی) و به قولی برد-برد است. مانند آزادی خبرنگاران آمریکایی در کره شمالی و دقیقا برعکس آزاد کردن ملوانان انگلیسی توسط دولت نهم!
تا قبل از آزاد شدن عبدالباسط القراحی توسط قذافی فکر می کردم عدم پیگیری ایرانه که امام موسی صدر(حفظه الله) بعد از 31 سال هنوز در بنده، اماااا امروز فهمیدم که این قدرت دیکتاتور ملعون معمر قذافی است که مانع از آزادی امام موسی و حتی پیگیری طرف ایرانی است!
آری، ایران پیگیری نمی کند چون قدرت پیگیری همچین قضیه ای را ندارد و شاید به همین علت است که در دولت نهم سعی در مختومه جلوه دادن این قضیه کردند تا با بستن پرونده امام موسی صدر سرپوشی بر این عدم توانایی دیپلماتیک دولت گذارند و این یعنی پاک کردن صورت مسئله، همان کاری که دولت نهم در انجام آن مهارت خاصی دارد.
تازه امروز می فهمم که چرا در قضیه امام موسی صدر واژه "پیگیری" به "بحران پیگیری" و سپس به "عدم پیگیری" تبدیل شده ... متاسفانه علت تمام این تحولات در دو کلمه است و آن هم "قدرت قذافی" است!

Saturday, August 22, 2009

دولتمردان ایران باید از قذافی یاد بگیرند


عبدالباسط المقرحي از متهمان حادثه لاکربي آزاد شد
اسکاتلند امروز عامل لیبیایی انفجار هواپیمای مسافری پان امریکن بر فراز لاکربی در سال 1988 را از زندان آزاد کرد.
المرقحی که تبعه لیبی است و به سرطان پرستات مبتلاست، به اتهام دست داشتن در انفجار هواپیمای پرواز شماره 103 پان آمریکن بر فراز روستای لاکربی در سال 1988 که به کشته شدن 259 سرنشین هواپیما و 11 نفر از اهالی روستا منجر شد، در زندان بود.
این حادثه تروریستی را عموما حمله ای به ایالات متحده تلقی کردند چون 189 نفر از قربانیان آمریکایی بودند. ماجرای لاکربی تا پیش از حوادث تروریستی 11 سپتامبر 2001 مرگبارترین حمله به شهروندان آمریکایی تلقی می شد.
المقراحي پس از کش و قوس هاي فراوان در سال 2001 در دادگاه اسکاتلند به اتهام بمب گذاري در پرواز شماره 103 شرکت هواپيمايي پان آمريکن در سال 1988 مجرم شناخته و به حبس ابد محکوم شد.
دولتهای آمریکا و انگلیس، لیبی را مسئول بمبگذاری در این هواپیما معرفی کردند که به وضع تحریمهای بین المللی علیه لیبی منجر شد. در سال 2003 دولت لیبی رسما مسئولیت بمبگذاری در یک هواپیمای مسافربری شرکت پان امریکن در سال 1988 را قبول کرد.عبدالباسط مقرحی تنها فردی است که در ارتباط با این بمبگذاری محکوم شده است، البته او همواره گفته که بیگناه است. با وجود این مخالفتها، صدها نفر از مردم لیبی دیروز پنجشنیه در فرودگاه این کشور به استقبال وی آمدند.مردمی که به استقبال المقرحی آمده بودند، پرچمهای لیبی و اسکاتلند را در دست داشتند و سرود ملی لیبی نیز از بلندگو پخش می‌شد. وکیل "عبدالباسط المقرحی " اعلام کرد که موکلش از اعلام حکم آزادی ‌خود بسیار خوشحال است، اما بر صدور حکم برائت وی اصرار دارد و محکومیت خود را توهین ‌آمیز می‌داند.المقرحی به دلیل ابتلا به سرطان پروستات از زندان آزاد شده است.
تابناک و همشهری آنلاین و خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران
وقتی چشمم به این خبر خورد برق از چشمام پرید و با وجود اینکه از خستگی قابلیت ایستاده خوابیدن را داشتم پای کامپیوتر اومدم تا تو وبلاگ یه مطلب در موردش بنویسم.
این خبر رو می خوام از چند جهت با قضیه آزاد کردن امام موسی صدر (حفظه الله) مقایسه کنم:
۱. عبدالباسط المقرحي یه جنایت کاره که دستش به خون ۲۷۰ نفر انسان بی گناه آلوده شده اما امام موسی صدر ، رمز طایفه شیعه و در یک کلام افتخار شیعیان جهانه که جون هزاران هزار انسان را نجات داده است .
۲. معمر قذافی برای آزادی این جانی تبعه لیبی که به حبس ابد محکوم شده است خودشو به در و دیوار زد و در هر جلسه ای که حاضر می شد این قضیه را با افراد مرتبط مطرح می کرد اما این در حالی است که جمهوری اسلامی ایران که ادعای پیروی از مولا علی (ع) را دارد هیچ اقدام خاصی برای آزادی اولاد پیغمر ، امام شیعیان لبنان ، افتخار شیعیان جهان و تبعه کشور خود طی 31 سال نکرده است !!!
3. معمر قذافی دیوانه که تا به امروز همواره مسخره اش می کردم با غیرت نداشته اش توانست یک تبعه زندانی اش را به بهانه مریضی او به لیبی باز گرداند اما جمهوری اسلامی ایران با غیرت! (که در این قضیه چیزی از آن ندیده ایم!) نمی تواند امام محرومان و یکی از بزرگترین مراجع تشیع را که از قضا ایرانی هم است ، به دلیل کهن سالی و ... از چنگال قذافی ملعون نجات دهد تا این باقی مانده عمرش را در کنار خانواده اش و نه در زندان سپری کند.
4. عبدالباسط المقرحي که در دادگاه رسمی به جرم کشتن 270 نفر به حبس عبد محکوم شده بود با پیگیری نسبتا خوب معمر قذافی رهبر کشورش آزاد شد اما امام موسی صدر که در یک دادگاه صحرایی و به جرم انسان دوستی محکوم به حبس ابد شده است با عدم پیگیری دولتمردان کشورش هنوز در زندان است .
5. آزادی این جانی نشان دهنده دیپلماسی قوی دولتمردان معمر قذافی و عدم آزادی امام موسی صدر نشان دهنده ضعف ابرقدرت خاورمیانه و غرب آسیا یعنی جمهوری اسلامی ایران در حفظ و حراست از شهروندان ایران است .
و چندین و چند نکته قابل مقایسه دیگر . اما جالب اینجاست که این دو قضیه با هم یک وجه اشتراک هم دارند و آن این است که آزادی این جانی از زندان و عدم آزادی امام موسی صدر هر دو نشان دهنده پیروزی معمر قذافی در مناسبات کشور لیبی با جهان است ... ای کاش مسئولان کشور ما قدری از معمر قذافی رهبر لیبی درس دیپلماسی می آموختند .
و در آخر از تمام کسانی که می توانستند و می توانند امام موسی صدر را آزاد کنند امااا نکردند و نمی خواهند بکنند روی بر می گردانم و در این شب خجسته (شب اول ماه مبارک رمضان) دست به سوی آسمان دراز می کنم و از خدای موسی آزادیش را می خواهم .... اللهم فک کل اسیر

Tuesday, August 18, 2009

هشدار قذافی به ایران؛ یا راه من یا راه صدام حسین


معمر قذافی رهبر لیبی ضمن "گستاخانه" توصیف کردن رفتار ایران در برابر غرب، نسبت به تکرار سرنوشت عراق صدام حسین برای جمهوری اسلامی هشدار داده و تاکید کرده است که چالش‌ها بزرگتر و فراتر از توانایی ایران برای مقابله با آنهاست.
مقام‌های ایرانی هنوز نسبت به سخنان آقای قذافی واکنش نشان نداده‌اند، اما خبرگزاری نیمه رسمی فارس به نقل از یک روزنامه اماراتی گزارش داده است که لیبی اظهارات "منسوب" به سرهنگ قذافی را تکذیب کرده است. آقای قذافی به رغم آنکه پس از حمله آمریکا و متحدانش به عراق، تمام برنامه هسته‌ای خود را برای آژانس بین‌المللی انرژی اتمی فاش کرد و بدین وسیله راه بهبود روابط خود را با دنیای غرب گشود، از اظهار نظر منفی علیه برنامه هسته‌ای ایران خودداری کرده است.درست اما در زمانی که به نظر می‌رسد بحران هسته‌ای ایران وارد فاز تازه‌ای می‌شود، آقای قذافی با انتقاد شدید از رفتار ایران، جمهوری اسلامی را به اجتناب از پیمودن راه عراق فرا خوانده است. هشدار معمر قذافی در مورد امکان تکرار سرنوشت عراق برای ایران به معنای آن است که وی از ایران می‌خواهد که راه لیبی را در پیش گیرد چرا که وی خود نیز از بیم دچار شدن به سرنوشت صدام حسین، از ادامه برنامه هسته‌ای خود به طور کامل صرف نظر کرد.البته لحن سخنان آقای قذافی خارج از عرف دیپلماتیک است، اما وی به عنوان رهبری شهرت دارد که چندان در قید و بند عرف دیپلماتیک نیست.در واقع سخنان آقای قذافی در باره ایران نشان می‌دهد که وی از سیاست هسته‌ای ایران فقط نگران نیست، بلکه نسبت به آن عمیقا خشمگین است. خشم آقای قذافی از ایران ظاهرا به این دلیل است که وی اصرار ایران بر مقابله با غرب را به نحوی به معنای بی‌اعتباری خط مشی صلح جویانه خود در برابر آمریکا و اروپا در نزد توده‌های عرب و مسلمان می‌داند.آقای قذافی در طول جنگ سرد و سال‌های پس از آن علاقمند بود که به عنوان رهبری کاملا رادیکال و انقلابی در جهان عرب شناخته شود و البته با اقدام‌های جنجالی و پر سر و صدای خود توانسته بود چنین تصویری از خود به نمایش بگذارد. ما از زمانی که آقای قذافی تصمیم گرفت که به جای رویارویی با غرب سیاست همکاری را در پیش گیرد، چهره انقلابی‌اش در سطح جهان به سرعت محو شد و این مساله گویا چندان انگیزه‌های "ماجراجویانه" او را ارضاء نمی‌کند.به نظر می‌رسد که آقای قذافی فکر می‌کند که محمود احمدی نژاد رئیس جمهور ایران، در حال پر کردن جای قبلی او در جهان اسلام و عرب به عنوان رهبری رادیکال و پر سر و صدا است و از همین رو، در صدد بر آمده است تا با ادبیاتی خشمگینانه، عاقبت چنین رفتاری را سرنوشت صدام حسین نشان دهد. با این حال، اظهارات آقای قذافی علیه ایران، ممکن است دلایل سیاسی نیز داشته باشد. دیوید ولش معاون وزیر خارجه آمریکا قرار است هفته آینده راهی طرابلس شود تا زمینه مبادله سفیر بین آمریکا و لیبی را فراهم کند.آقای قذافی که تاکنون بارها گلایه کرده است که متناسب با انعطاف و سازش خود در برابر غرب، امتیاز لازم را از آنها کسب نکرده است، قاعدتا گام تازه آمریکا برای عادی سازی روابط را امتیازی برای خود تلقی می‌کند و از همین رو، همزمان با بهبود رابطه‌اش با آمریکا می‌کوشد تا از ایران فاصله بگیرد. به نظر می‌رسد اصرار ایران و متحدان شیعه‌اش در لبنان برای پیگیری ماجرای مفقود شدن موسی صدر رهبر شیعیان لبنان، یکی دیگر از دلایل ناراحتی آقای قذافی از جمهوری اسلامی است.با آنکه آقای احمدی نژاد در پی بهبود رابطه با لیبی بوده و به همین جهت، وی پرویز داودی معاون اول خود را در دی ماه قبل عازم لیبی کرد، اما اقدام رئیس جمهور ایران با انتقاد شدید محافل حکومتی ایران روبرو شد.منتقدان آقای احمدی نژاد را به بی اعتنایی نسبت به سرنوشت آقای صدر متهم کردند و احتمالا به همین علت، سیاست نزدیکی آقای احمدی نژاد به لیبی نیز متوقف شد. به هر حال، به نظر می‌رسد که از نگاه آقای قذافی، کشورهای متهم به داشتن برنامه سلاح‌های کشتار جمعی فقط دو راه پیش رو دارند. راه اول اینکه راه لیبی را در پیش گیرند و با دشمنان خود سازشی تاریخی کنند و یا اینکه با ایستادگی بر موضع خود به سرنوشت صدام حسین دچار شوند. بنابراین، معمر قذافی صرف نظر از انگیزه‌هایش از ایرانی‌ها می خواهد که راه او را دنبال کنند.
احمد زیدآبادی - تحلیلگر مسایل ایران
بی بی سی فارسی

Friday, August 14, 2009

دیپلمات لیبیایی : امام موسي صدر هنوز زنده است

[gaddafi+-+free+imam+sadr.jpg]

يک منبع ديپلماتيک ليبيايي که از نظام معمر قذافي رهبر ليبي جدا شده است ، به " الجزاير تايمز " گفت سيد موسي صدر رهبر جنبش محرومان لبنان ، هنوز درقيد حيات است و زيرنظر دستگاه هاي امنيتي ليبي و درمکاني بسيار ويژه نگاهداري مي شود.

به گزارش العالم، سيد موسي صدر موجبات نگراني بسياري از گروه هاي لبناني را که وي توانست طرح هاي ويرانگر آن ها را نقش بر آب کند ، فراهم کرده است.

يک گروه فلسطيني در لبنان سعي داشت موسي صدر را ترور کند و وي درواکنش گفت : عمامه من ، از مقاومت فلسطين حمايت خواهد کرد . اين روزها مصادف با سالروز ناپديد و ربوده شدن موسي صدر در ليبي است.
شايان ذکر است که سيد موسي صدر در تاريخ 25/8/1978 به همراه شيخ محمد يعقوب پدر حسن يعقوب نماينده
لبناني و عباس بدرالدين (خبرنگار ) در سفري رسمي وارد ليبي شد و در هتل الشاطي در طرابلس غرب مهمان مسئولان ليبيايي شدند.

رسانه هاي گروهي ليبي هيچ خبر يا گزارشي درباره رسيدن امام موسي صدر به ليبي و رويدادهاي سفر وي به اين کشور و ديدار وي با معمر قذافي رهبر ليبي يا ديگر مسئولان ليبيايي منتشر نکردند. وي آخرين بار در ظهر روز 31/8/1978 با دو همراهش در ليبي مشاهده شد.

بعد از اينکه هيچ خبري از وي و همراهانش به دست نيامد ، سر وصدايي جهاني درباره ناپديد شدن آنان به پا خاست و مسئولان ليبيايي در تاريخ 18/9/1978 اعلام کردند که آن ها بعدازظهر روز 31/8/1978 سوار برهواپيماي " آليتاليا " ، طرابلس غرب را به مقصد ايتاليا ترک کردند.
چمدان هاي موسي صدر و نيز شيخ محمد يعقوب در هتل " هوليداي ان " رم پايتتخت ايتاليا پيدا شد.

مسئولان قضايي ايتاليا تحقيقات گسترده اي را درخصوص اين قضيه آغاز کردند و بعد از اينکه ثابت شد که امام موسي صدر و همراهان او وارد خاک ايتاليا نشده اند ، نتيجه اين قضيه دادستان کل دادگاه رم در تاريخ 12/6/79 شد حکمي مبني بر مسکوت ماندن اين قضيه صادر کند.
در نتيجه تحقيقات گسترده ، دادستاني کل ايتاليا در تاريخ 19/5/ 79 به اين نتيجه رسيد که آن ها اصلا" ليبي را ترک نکرده اند.

به گفته اين ديپلمات جدا شده از نظام ليبي ، پرونده سيد موسي صدر و همراهان او به دست شخص معمر قذافي و سه نفر از مسئولان نظام وي است.

به اعتقاد اين شخص ، اطلاعات بررسي شده در ابتدا حاکي از آن بود که صدر فورا" کشته شده است و سرهنگ قذافي وي را به يک گروه فلسطيني تحويل داده تا او را اعدام کند اما واقعيت اين است که موسي صدر همچنان زنده است و پا به سن گذاشته و ده ها کتاب تاليف کرده است و ..
اين ديپليمات درباره بسته شدن اين پرونده توسط معمر قذافي گفت فشارهاي عربي و اسلامي بايد به بالاترين حد برسد تا اين پرونده بسته شود ؛ همانطور که پرونده لاکربي و ديگر پرونده ها بسته شد.